تبليغاتX
اندر احوالات ارتباطات بين فرهنگي... - نگاهي به شکافی درون فرهنگی: دايره‌ زنگي
وب‌نوشته هايي در حوزه‌ي ارتباطات، فرهنگ و ارتباطات بين‌فرهنگي

 

دايره (دف) و دايره زنگي از انواع تنبك است. دايره‌زنگي، يا در افواه عامه، داريه، از سازهاي ضربي سنتي ايراني و البته غير تهراني است كه معمولا در كنار دف استفاده مي‌شود. اين ساز در موسيقي مكتب تهران جايي ندارد، حال آن‌كه فيلم دايره‌زنگي نقلي است از كلان‌شهر تهران. نمود برجسته اين ساز در سنت ايراني، حضور مداوم آن در دست‌هاي سياه مبارك است كه به استقبال نوروز مي‌رود.

كارگردان‌هاي جدي ايراني، به ندرت سرغ طنز مي‌روند. تو گويي طنز در فرهنگ ايراني، دايره زنگيچندان بار معنايي خوشايندي در ميان طبقه‌ي روشنفكر ندارد. شايد رگ و ريشه‌ي اين جريان فكري را در اين ديد كه «طنز بما هو طنز»، در ادبيات و فرهنگ عامه جايگاهي نداشته است و آن چه كه براي نشاندن تبسمي بر لبان عامه مطرح بوده است، عمدتا در قالب هجو و هزل بوده است. در ادب پارسي، ريشه‌اي از اين هجو و هزل را مي‌توان در آثار سعدي، عبيد، حكيم سوزني و قاآني و ديگران مشاهده كرد. بسياري از شعرا بخشي را در ديوان خود به هجويات و هزليتشان اختصاص مي‌داده‌اند كه امروزه كمتر در دسترس است.

از اين كه بگذريم، مهرجويي در ميان كارگردان صاحب سبك ايراني يك استثناست كه سراغ كار طنز هم رفته است. پريسا بخت آور، در اولين كار سينمايي ا‌ش خطر كرده و به ياري اصغر فرهادي وارد قالب طنز شده است. فروش خوب فيلم، گواهي بر اين است كه ذائقه‌ي مخاطب ايراني، فيلم را پسنديده است و با آن ارتباط برقرار كرده است. اين در حالي است كه صداهاي موافق از قشر نخبه‌ي جامعه نيز، كم شنيده نشده است. در اين فيلم، برعكس فيلم پرفروش سال گذشته، يعني اخراجي‌ها، ذائقه عام و خاص گره مي‌خورد و اين يعني ارتباط‌گيري خوب جامعه با فيلم.

فيلم يك شروع بسته و نامفهوم دارد كه اقتضاى خط اصلى قصه است. از دزدى ماشين و تصادف شيرين با اتومبيلش تا سقوط يك درخت در وسط خيابان اصلى ، همگى در كنار هم شروع بسته و نامفهومى را رقم مى زنند كه نشانه هايى همچون صحبت هاى تلفنى شعله در حين رانندگى با كانال هاى ماهواره اى فارسى زبان و ايست دادن پليس به وى و سوء تفاهمات هميشگى و كليشه‌اى اين شبكه ها ، نوعى از هم گسيختگى و اضطراب را در جغرافياي فيلم نشان مي‌دهند.

داستان فيلم بر اساس كليشه هاي خوب ـ بد و تحول بدها به سوي خوبي شكل گرفته است كه به كمك حضور بازيگران پولساز و ديالوگ هاي مبتي بر جوك هاي مردمي به فيلمي پرفروش تبديل شد.  بدنه اصلي داستان در يك پشت بام مي گذرد. شخصيت هاي فيلم كه تعدادشان هم زياد است، همه در پشت بام گرد مي آيند تا داستان فيلم پيش برود و در ايران چه چيزي مي تواند اين همه آدم را به پشت بام بياورد و به آسمان نزديك‌شان كند؟

ماهواره عاملي است كه آدم‌هاي فيلم را به پشت بام كشانده، با اين همه، ماهواره، موضوع اصلي فيلم نيست. دايره زنگي فيلمي چند لايه‌ است كه اين لايه‌ها با نخ ارتباطي ماهواره به هم گره خورده‌اند.

نكته‌ي بارزي كه در فيلم مطرح مي‌شود، تعارض سنت و مدرنيته در ناخودآگاه جامعه است و ماهواره بستري است براي ظهور اين تعارض.

نمود اين تعارض در فيلم، در رفتار اجتماعي پسر و دختر جوان خانواده‌ي مذهبي تبلور مي‌يابد. فرزندان آقاى عبدالله زاده نمايانگر شكاف و يا حتي تضاد نسلي است كه در گذار از سنت به مدرنيته حاصل آمده‌اند.. پسرش همان جوان عصيانگر عليه تفكرات پدر است كه راه و رسم زندگى خودش را دارد و در اتاق خودش هم ماهواره دارد و فيلم سازى هم مى كند. درست شبيه پسر مرتضي راشد (پرويز پرستويي) در موج مرده‌ي حاتمي‌كيا. دخترش همانند دختران اين نوع تيپ ها ، دخترى است كه عشقش و علاقه اش را نسبت به جنس مقابل اش پنهان نگه مى دارد و كارها و رفتارهايش مخفيانه مى شود.

 مادر خانواده همان زن بساز و تودارى است كه تمام دغدغه‌ي ذهنش، آرام كردن شوهر عصبانى اش و لاپوشانى كردن اشتباهات بچه هايش است.

اميد روحاني هم كه در نقش يك مرد خانواده مذهبي با تفكر سنتي بازي كرده است به نظر شخصيتي است كه خوب پرداخت نشده است. تضادهايي در پردازش اين شخصيت هست كه چندان مشخص نيست عامدانه بوده يا اشتباهي! اين آقاي مذهبي با آن عقايد خشك و ذهنيت بسته‌اش يك گردن‌بند رولكس دارد و يقه پيراهنش، تا جاهاي نامربوطي باز است. با وجود اين به جان همسايه‌ها افتاده كه حق نداريد روي پشت بام ماهواره بگذاريد ! اگر فيلم‌ساز عامدانه اين تعارضات را در اين شخصيت مي‌خواسته به رخ بكشد، مي‌بايست درنگ بيشتري روي آن مي‌كرد.

يا شاهد مثالي ديگر از تعارض سنت و مدرنيته، به شكل اغراق‌شده و كاريكاتوري در شخصيت شعله (بهاره‌رهنما) كه براي برگزاري كنسرتش در لس‌آنجلس، سفره‌ي نذري مي‌اندازد!

عدم اعتماد اجتماعي و ديگرهراسي درون فرهنگي، از ديگر نكاتي است كه فيلم روي آن انگشت مي‌گذارد.  مثلا در دقايق اوليه فيلم مردي كه ماشينش را مي دزدند، در تکاپوی دستگیری سارق است و با امين حيايي مواجه می شود تا دزد را تعقيب نماید. اضطراب و نگراني امين حيايي و همسرش آنان را به دنبال بهانه ای برای خلاص شدن از این موضوع رهنمون مي‌شود و در ميان راه مرد را پياده مي كنند، چون از مرد واهمه دارند كه نكند دزد يا زور گير باشد.

بعضي كليشه‌هاي رفتاري از جمله « رياكاري » موجود در جامعه ما هم به خوبي و با ته‌مايه‌اي از طنز در اين فيلم به چالش كشيده شده‌اند. مثلا بچه مدرسه‌اي‌هاي فيلم وقتي كه قرار مي‌شود بروند دم خانه خانم مدير مدرسه‌شان كه اتفاقا همسايه آنها هم هست، با مقنعه و لباس مدرسه مي‌روند.

پرهيز بي‌مورد اجتماعي از بيان مسائل جنسي و ترجيح اجتماعي به سكوت در قبال فرزندان كه خود منجر به شكل‌گيري معزلات جنسي در كودكان مي‌شود نيز، از نكاتي است كه به آن توجه شده است. وقتي كه خانم مدير با تحقير و نفرت درباره زنان خياباني حرف مي‌زند و مدام تكرار مي‌كند « زن خراب » ، « زن خراب » دختر كوچولويش مي‌پرسد : « مامان زن خراب يعني چه ؟ » خانم مدير درمانده مي‌گويد : « يعني زن مريض » ! و خب ذهن خلاق و كودكانه بچه هم نتيجه مي‌گيرد كه : « خب آخه مامان‌بزرگ هم كه مريضه ؟! »

تدبير سكوت، در بيان مسائل جنسي در خانواده‌هاي ايراني امري اپيدمي است و اين كودك را در دنيايي آشفته به حال خود وامي‌گذارد تا خودش دريابد آن‌چه را كه خانواده مي‌بايست به او تعليم مي‌داد. اين امر منجر به آن خواهد شد كه امكان آسيب‌هاي جنسي كودك از اجتماع افزايش يابد. و ايت اشاره‌اي درست است كه فيلم به آن نموده است.

دايره زنگي در کليت خود مثل يک پازل عمل مي کند که در آن کنار هم قرار گرفتن داستان هاي کوچک فيلم يک کليت اجتماعي را به وجود مي آورد. در دايره زنگي شما هيچ وقت بي دليل از يک سکانس به سکانس ديگر نمي رويد و هميشه با يک شيء يا آدم يا ارتباط سکانس ها به هم ربط پيدا مي کند. اداي دين دايره‌زنگي به آلتمن هم در پرتو همين تقليد ساختاري از آثار اوست. بخت‌آور علاقه‌اش را به فيلم crash نيز پنهان نكرده است و اين علاقه‌اش را به ساختار پازل گونه مي‌رساند.

خيلي‌ها اين فيلم را با اجاره‌نشين‌هاي مهرجويي مقايسه كرده‌اند، اما به نظر مي‌رسد وجه تشابهي كه موجب اين اشتباه بوده‌است، لوكيشن يكساني است كه اين دو فيلم برگزيده‌اند، آپارتمان.

دايره زنگي‌ داستان چارچوب‌مندي ندارد و تنها بهانه‌اي به نام ماهواره است كه موجب مي‌شود، دوربين سري به خانه‌ي همسايه‌ها بزند و دغدغه‌هاي اجتماعي را در اين قالب مطرح كند. هر يك از شخصيت‌هاي فيلم را هم اگر از فيلم بگيري، چندان اتفاق مهمي نمي‌افتد و جاي خاليش را مي‌توان با ديگران پر كرد، حال آن‌كه داستان قوي و ساختارمند، محور اصلي اجاره‌نشين‌هاست و هر يك از شخصيت‌هايش چسبيده به بدنه داستان هستند.

دايره‌زنگي روايتي از زندگي روزمره را بيان مي‌كند كه كنشگرانش در خرده جهان هايي گاه متضاد با هم به‌سر مي‌برند. در سايه اين روزمرگي است كه مي‌توان به فهم روابط اجتماعي در جامعه‌ي ايراني رسيد. شايد سينما مديوم خوبي براي فهم لايه‌هاي زيرين اجتماع باشد اگر به درستي فهميده و شناخته شود.گريختن از چالش‌هايي كه مدرنيته دامش را بر زندگي انسان وابسته به سنت نهاده است، گذشتن از راه هزارتويي است كه تنه به تنه‌ي هفت‌خان رستم مي‌زند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 21:46  توسط سبحان یحیایی  |